خلاصه ی کلیدی:
• مراقبت از رفاه عاطفی و سلامت روان بخشی جدایی ناپذیر در مراقبت از دیابت است.
• رابطه بین بهزیستی عاطفی و مدیریت دیابت دو طرفه است که ممکن است بر سطح قند خون تأثیر بگذارد.
در این مقاله ما با پرفسور Persis Commissariat روانشناس بالینی و محقق مرکز دیابت جاسلین، و پرفسور Amit Shapira روانشناس و مدرس دانشکده پزشکی هاروارد و محقق مرکز دیابت جاسلین،درباره نحوه مدیریت مسائل سلامت عاطفی و روانی در افراد مبتلا به دیابت صحبت کرده ایم.
چرا توجه به سلامت عاطفی و روانی در افراد مبتلا به دیابت مهم است؟
پرفسور Commissariat: دیابت ابعاد مختلفی از زندگی فرد را تحت تأثیر قرار میدهد. از تأثیرات جسمانی بر بدن گرفته تا افزودن بار ذهنی برای برنامهریزی و مدیریت، تأثیر بر بهزیستی احساسی در زمانی که دیابت استرسزا یا سنگین میشود، تغییر در نحوهی تجربه و تعامل افراد در موقعیتهای اجتماعی، تأثیر بر روالهای روزانه و برنامههای آینده، و موارد دیگر. دیابت فقط به تغییر رفتار و مدیریت سطح گلوکز محدود نمیشود. با نگاه به دیابت در زمینهی زندگی یک فرد - فردی با نیازها، منابع و مسئولیتهای منحصر به فرد - اهمیت پرداختن به سلامت احساسی و روانی آشکارتر میشود. بهمین دلیل، مراقبت از بهزیستی احساسی و سلامت روانی جزء مهمی از مراقبت دیابت است.
رابطه بین سلامت روان و مدیریت دیابت پیچیده است. آیا می توانید در مورد نحوه دو طرفه بودن آن ها صحبت کنید؟
پرفسور Shapira: رابطه ی بین سلامت روان و مدیریت دیابت پیچیده و درهم تنیده است، از یک سو، بهزیستی احساسی فرد میتواند بر توانایی او در مدیریت دیابت و در نتیجه بر سطح قند خون او تأثیر بگذارد. از سوی دیگر، بارهای مرتبط با مدیریت دیابت میتوانند احساسات منفی مانند اضطراب و نگرانی را به همراه داشته باشند. این رابطهی دوطرفه نشان میدهد که سلامت روان و مدیریت دیابت به شدت به یکدیگر وابسته هستند و باید بطور همزمان به هر دو جنبه توجه کرد.
دیسترس دیابت چیست و چگونه باید با آن مقابله کرد؟
پرفسور Shapira: دیسترس دیابت به واکنشهای احساسی منفی رایجی مانند غم، نگرانی، ترس، خشم و استرس اشاره دارد که افراد ممکن است در پاسخ به زندگی با دیابت تجربه کنند. این یک تشخیص روانپزشکی نیست، بلکه تجربهی احساسی رایج در میان افراد مبتلا به دیابت است و میتواند در هر مرحله از دیابت رخ دهد. مهم است که تمامی متخصصان بهداشتی از این دیسترس آگاه باشند، به طور منظم آن را ارزیابی کنند و حمایت احساسی به بیماران برای کاهش دیسترس دیابت ارائه دهند. همچنین، ارجاع به متخصص سلامت روان برای حمایت بیشتر نیز ضروری است.
افراد مبتلا به دیابت ممکن است ترس های مربوط به هیپوگلایسمی، هایپرگلایسمی یا عوارض مرتبط با دیابت را تجربه کنند. چه پیشنهادی برای رفع این ترس ها دارید؟
پرفسور Shapira: افراد ممکن است تعدادی از ترس های خاص مرتبط با دیابت را تجربه کنند. هیچ راهی برای درمان چنین ترس هایی وجود ندارد. ما باید خود ترس، منبع و محرک های آن، گزینه ها و تمایلافرادبرای رسیدگی به آن ها را در نظر بگیریم.
برای مثال، برخی از افراد مبتلا به دیابت ممکن است ترس از هیپوگلایسمی را تجربه کنند، که یک نگرانی شدید از تجربه علائم هیپوگلایسمی و عواقب افت قند خون است. در طرف دیگر طیف، افراد مبتلا به دیابت ممکن است ترس از هایپرگلایسمی یا نگرانی در مورد سطح بالای قند خون و پیامدهای مرتبط با آن را تجربه کند.
برخی ازافراد مبتلا به دیابت همچنین ترس قابل توجهی در مورد ایجاد عوارض دیابت در آینده دارند که ممکن است در احساسات، رفتار و دیدگاه آنها نسبت به زندگی ظاهر شود. درک این نکته مهم است که هر ترس مرتبط با دیابت ممکن است به استراتژیهای جبرانی متفاوتی منجر شود (به عنوان مثال، تنظیم انسولین، مصرف غذا یا فعالیتها) که میتواند در مدیریت دیابت و رفاه کلی اختلال ایجاد کند.
بسته به ترس و راهبردهای جبرانی مرتبط، ممکن است از انواع رویکردهای شناختی-رفتاری یا آموزشی استفاده شود. آموزش می تواند به رفع سوء تفاهم هایی که منجر به ترس می شوند، کمک کند. یک متخصص بهداشت روان میتواند به افراد مبتلا به دیابت در راهبردهای شناختی-رفتاری برای تنظیم افکار و اعمال ناسازگار پیرامون ترس کمک کند. پرداختن به این ترسها میتواند راهحلهایی برای چالشهای دنیای واقعی که این افراد روزانه با آنها مواجه است، ارائه دهد.
آیا اختلالات روانی شایعی در افراد مبتلا به دیابت وجود دارد؟ چگونه به بهترین وجه می توان با آنها مقابله کرد؟
پرفسور Shapira: افسردگی، اضطراب و اختلالات خوردن همگی از اختلالات رایج سلامت روان هستند که در افراد مبتلا به دیابت دیده می شوند. این اختلالات روانپزشکی مخصوص دیابت نیستند. افسردگی، اضطراب و اختلالات خوردن همگی نیازمند درمان مکرر و مبتنی بر شواهد هستند که توسط یک متخصص بهداشت روان ارائه می شود. متخصصان مراقبت های بهداشتی که دارای تخصص در زمینه ی سلامت روان نیستند، ممکن است از استفاده از ابزارهای غربالگری معتبر برای ایجاد بحث در مورد مشکلات این افراد قبل از ارجاع سود ببرند.
چرا ممکن است پذیرش دیابت و درمانهای مرتبط با آن به عنوان بخشی از زندگی روزمره و هویت فرد مبتلا به دیابت چالش برانگیز باشد؟
پرفسور Commissariat: دیابت تاثیرات زیادی فراتر از تاثیر بر سطح قند خون فرد دارد. دیابت نه تنها به مدیریت سطح قند خون محدود نمیشود، بلکه بر زندگی روزانه، بدن، احساسات و شبکههای اجتماعی فرد نیز تأثیر میگذارد. وظایف مدیریت دیابت اغلب نیازمند تنظیم روالهای روزانه یا تغییرات در سبک زندگی است. افراد مبتلا به دیابت ممکن است با چالشهای احساسی مانند نگرانی درباره استیگما، ترس از عوارض یا احساس بار سنگین مراقبتهای دیابت مواجه شوند. همچنین، باید تاثیرات دیابت بر زندگی اجتماعیشان را مدیریت کنند و این در حالی است که باید بارهای مرتبط با دیابت را در کنار سایر مسئولیتها و اهداف زندگی متوازن کنند.
پذیرش و ادغام دیابت در زندگی روزمره و هویت فرد میتواند چالشبرانگیز باشد. با این حال، تحقیقات نشان دادهاند که پذیرش بیشتر و هویتی مثبتتر به عنوان یک فرد مبتلا به دیابت به بهبود نتایج گلایسمی و روانی-اجتماعی منجر میشود. این دلیل اهمیت پشتیبانی همه ی متخصصان بهداشتی از افراد مبتلا به دیابت برای یافتن راههایی برای ادغام دیابت در زندگی و هویتشان است.
برخی از نشانههایی که ممکن است نشان دهد فردی با بار عاطفی-اجتماعی دیابت دست و پنجه نرم می کند، کدامند؟
پرفسور Commissariat: این یک سوال عالی است، زیرا ممکن است افراد همیشه تشخیص ندهند یا در مورد زمان هایی که از نظر عاطفی با دیابت دست و پنجه نرم می کنند، صحبت نکنند. در مقاله اخیر ما که در سال 2024 در ژورنال Cutting Edge Nutrition and Diabetes Care منتشر شد، جدولی از علائمی را گنجاندهایم که نشان میدهد افراد ممکن است با بار دیابت دست و پنجه نرم کنند، حتی اگر آن را به طور کامل بیان نکنند. اینها عبارتند از:
- اولویت دادن به مسائل دیگر؛
- اعتراف به استرس مربوط به دیابت؛
- احساس ناامیدی، خشم یا غم در مورد دیابت؛
- اشاره به موانع دسترسی به مراقبت یا تجهیزات؛
- کاهش مشارکت در مراقبت از دیابت؛
- کاهش مشارکت با تیم مراقبت از دیابت؛
- ناتوانی در مراقبت از خود به شیوهای که میخواهند؛
- کنترل ضعیف سطح قند خون؛
- اشاره به دریافت نکردن حمایت کافی برای دیابت؛
- مشکل در سازگاری با تشخیص؛
- مشکل در سازگاری با رژیمهای درمانی جدید.
این نشانهها میتوانند به متخصصان بهداشت کمک کنند تا مشکلات احساسی و روانی مرتبط با دیابت را تشخیص داده و به موقع مداخله کنند.
آیا مسائل مربوط به سلامت روان برای یک فرد مبتلا به دیابت باید توسط پزشکان و سایر متخصصان به عنوان بخشی از ویزیت های معمول مورد بحث قرار گیرد؟ چه راهنمایی می توانید به متخصصان مراقبت های بهداشتی ارائه دهید؟
پرفسور Commissariat: ما می دانیم که سلامت روان و چالش های مدیریت دیابت اغلب در هم تنیده هستند و دیابت بر جنبه های بسیاری از زندگی افراد تأثیر می گذارد. در واقع، انجمن دیابت آمریکا و انجمن متخصصان مراقبت و آموزش دیابت، هر دو بر اهمیت شناخت و پرسش در مورد چالشهای سلامت روان در مراقبت از دیابت تأکید دارند. پرسش در مورد بهزیستی ذهنی و عاطفی به عنوان بخشی از ویزیت های معمول فواید بسیاری دارد. چالش های عاطفی بالقوه دیابت را عادی می کند و فضای امنی را برای بحث بیشتر برای بیمار فراهم می کند. همچنین اطلاعات ارزشمندی را برای متخصصان مراقبت های بهداشتی فراهم می کند.
توجه به این نکته نیز ضروری است که بحث در مورد رفاه روحی و روانی لزوماً به معنای درمان آن نیست. با توجه به اینکه درمان چالشهای ذهنی و عاطفی در حیطه کاری همه متخصصان نیست، اما پرسش درباره این چالشها گامی به جلو برای حمایت بهتر از بیماران است.به عنوان مثال، فردیکه در برابر مصرف انسولین مقاومت می کند ممکن است به آموزش بیشتری نیاز داشته باشد، در حالی که فردیکه افسردگی قابل توجهی را که بر رفتارهای مدیریتی او تأثیر می گذارد، تأیید می کند، نیاز به ارجاع به یک متخصص بهداشت روان دارد. انجمن دیابت آمریکا، یک منبع عالی به نام "کتاب کار دیابت و سلامت عاطفی" را برای ارزیابی بهزیستی روانی و احساسی در مراقبت از دیابت برای متخصصان مراقبت های بهداشتی فراهم کرده است. این کتاب راهنمای گام به گام برای بحث، ارزیابی و تعیین مراحل بعدی برای بیمارانی است که با چالشهای روانی و احساسی دست و پنجه نرم میکنند.
برخی از موانع رایج که پس از ارجاع به یک متخصص مراقبت از سلامت روان مشاهده می شود، چیست؟
پرفسور Commissariat: موانع رایج در مراقبت از سلامت روان میتوانند هم داخلی و هم خارجی باشند. برخی از افراد مبتلا به دیابت ممکن است به دلیل باورهای شخصی نسبت به ارجاع به متخصص مراقبت از سلامت روان مردد باشند: استیگما، زمان، هزینهها و غیره. دیگران ممکن است با ارجاع مشکلی نداشته باشند، اما با موانعی در دسترسی به مراقبت مواجه شوند (مثلاً پیدا کردن یک متخصص، پوشش بیمه، زمانهای انتظار طولانی) یا پیدا کردن یک متخصص که برای آنها مناسب باشد.
برای مقابله با این موانع، مهم است که پزشک ارجاعدهنده تداوم مراقبت را حفظ کرده و از فرد مبتلا به دیابت در غلبه بر موانع مربوطه از طریق آموزش، حمایت اضافی یا دستورالعملها حمایت کند. ما تأکید می کنیم که مراقبت از سلامت روان بخشی از مراقبت دیابت است. دیابت بخشهای بسیاری از زندگی فرد را تحت تأثیر قرار میدهد پس چرا نباید همهی این بخشها را درمان کنیم؟
منبع:
https://www.healio.com/news/endocrinology/20241028/qa-navigating-emotional-mental-health-issues-in-people-with-diabetes